تبلیغات
سیاه نور - بیــــــداری
!It's dark, so we shan’t be seen

بیــــــداری

سه شنبه 17 آبان 1390 10:55 ب.ظ

نویسنده : م.یعقوبی
ارسال شده در: دل نوشته های من ،

Black Light

بوده ام، اما انگار هیچ از بودنم نه دیدمو نه احساس

لاجرم زیستم، هرروز برای فردا و فردا برای زیستن دیروزم. باهرنگاه تیری روانه گردید و باهر تپش گامی به بی راهه.
به خود که آمدم ازخود بی خود شدم!
درتاریکی به سربردن شیرینی تلخی دارد.
روبه آینه کردم، فریادبرآوردم برسرخود، خجل گشت چهره ام وچشم هایم به زمین دوخته !
امروز همان روز است، همان روزی که هرشب طلوع اش رابه خود وعده میدادم و غروبش را در چشم های بهت زده فردایم به نظاره می نشستم.
سپیده سرمی زند، شبنم سر می خورد ازگونه گل، نسیم می دود درلابه لای درختان و من هنوز...
چه شیرین است لحظه بیدار شدن !

مجتبی یعقوبی

نوشته ها شخصی می باشند لطفاً کپی نکن






دیدگاه ها : نظرات
تعداد بازدیدهای این مطلب :: بازدید
برچسب ها: سیاه نور ، مجتبی یعقوبی ، Mojtaba Yaghoubi ، بیـــــــــــــــــداری ، بیداری ، Black Light ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 19 آبان 1390 11:59 ق.ظ



Designed and Powered by: Black Light