تبلیغات
سیاه نور - بغض گلو بریده ام .......
!It's dark, so we shan’t be seen

بغض گلو بریده ام .......

یکشنبه 9 خرداد 1389 12:43 ب.ظ

نویسنده : م.یعقوبی
ارسال شده در: دل نوشته های من ، عاشقانه ،

سیاه نور 

بغض گلو بریده ام
مدام میشوم شبی
فقط به من اشاره کن
تمام میشوم شبی

حسرت دیدن پرپرشدن لبخند زخم دار،در کنج لب های ترک بسته ات دلم را به درد آورد و قلبم را رنجاند پنجره را بگشا،به من بنگر و لبخند زیبایت را روانه ام گردان تا هزاران بار برایت پرپر شوم.
می خواهم فریاد بزنم اما بغضی از جنس سکوت، فریادم را درگلو حبس می کند و کلید آزادی اش را با صدای تو امید میدهد، و تو چه ساده صدایت را ازمن دریغ میکنی تا مبادا بغضم را بشکنم و صدایت رادرحبس فرو ببرم.

نگاهت حرفهایم راخوب میفهمد هرچند آسمان دلت مه گرفته است.
بدان که زانو نخواهم زد حتی اگر آسمان دلت کوتاه تر از قد من باشد...
باورم کن!

مجتبی یعقوبی

نوشته ها شخصی می باشند لطفاً کپی نکنید





دیدگاه ها : نظرات
تعداد بازدیدهای این مطلب :: بازدید
برچسب ها: بغض گلو بریده ام ....... ، سیاه نور ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 13 تیر 1392 12:06 ق.ظ



نمایش نظرات 1 تا 30
Designed and Powered by: Black Light