تبلیغات
سیاه نور - به نام آنکه حرف را سر لوحه هستی و ندا را آوای زنده ماندن قرار داد
!It's dark, so we shan’t be seen

به نام آنکه حرف را سر لوحه هستی و ندا را آوای زنده ماندن قرار داد

جمعه 7 اسفند 1388 02:05 ب.ظ

نویسنده : م.یعقوبی
ارسال شده در: دل نوشته های من ،

     درنگ می کنیم ولحظه ای تفکر چشمانمان را می بندیم وبرق آرزوهای طلایی افکارمان را دگرگون می کند ، می گویند خیال باف شده ایم با فنده ای با مهارت که هر لحظه الگویش را تغییر می دهد و هر آنچه دوست دارد می بافد راستی بافتن چه آسان است!؟

پس چرا مادرم نمی توانست شال گردن مرا زود ببافد وبعد هم که بافت کمی کوتاه به نظر می رسید باید کلاسی برای مادرم بگذارم تا شاید او هم  بتواند همانند من ماهر شود!!؟؟

همه چیز در چند ثانیه اتفاق می افتد با جزئیات کامل وبا رنگ آمیزی خارق العاده ولی چه حیف که زود تر خراب می شوند زود تر از ساختنشان و زود تر از شال گردنم.

شال گردنی که مادرم برایم بافته بود را بوییدم ، بوسیدم و پوشیدم همه چیز واقعی بود و قابل لمس آری این است دنیای من .

زندگی ساده تر از آن است که در افکارت بگنجد ، دوست داشتن همان حسی است که در چشمانت، در افکارت و در کلماتت نقش بسته است فقط کافی است این نقش و نگار زیبا را در کادویی به نام محبت به دیگران هدیه کنیم و هیچ وقت حسرت هدیه ندادن را نخوریم و به فکر باز شدن هدیه مان هم نباشیم فقط خوشحال باشیم که توانسته ایم حس را به عمل تبدیل کنیم، همانند شال گردن من !!

م.یعقوبی (کپی با ذکر منبع)

منتظر نظرات شما در جهت پیشرفت در نوشتن هستم با تشکر





دیدگاه ها : نظرات
تعداد بازدیدهای این مطلب :: بازدید
برچسب ها: هستی ، هدیه ، محبت ، دوست داشتن ، شالگردن ، مادرم ،
آخرین ویرایش: - -



Designed and Powered by: Black Light