تبلیغات
سیاه نور
!It's dark, so we shan’t be seen

آدمیتم آرزوست!

سه شنبه 2 شهریور 1395 11:48 ق.ظ

نویسنده : م.یعقوبی
ارسال شده در: دل نوشته های من ،
Black Light


تو دنیایی که زرق و برق شرف داره به شرف سوتی و کوری، آدم آدمیت کم کم براش میمیره!

همونایی که ادعاشون با گوش فلک از همون اول مشکل داره، مثل منو تو اولین هاشون هستیم. انگار آه سردیه که تو سرما میکشی، بدنت یخ میزنه. مگه میشه، من ؟!

حالا آدمهای هم پیدا میشن و میان و میگن: " تو خودت را درست نشناختی"  همون آدمهای که تا دهن باز میکنن همه میگن وای خدا این دوباره شروع کرد به شعار دادن. این دیگه از اون آه سردی که کشیدی سردتره! اصلاً به آه نمیرسه تو گلوت یخ میزنه.

صحبت که به آدمیت میرسه، جایی حتی برای ایستادن تو صف احمقا نیست! اما وقتی پای عمل میرسه و فرصتی برای تظاهر نباشه، بعضی ها (شایدم همه!) هم آدمیتشون آب میره و هم یه لکه بزرگ درست وسط افکار بقیه جا میگذارند.

م. یعقوبی






دیدگاه ها : نظرات
تعداد بازدیدهای این مطلب :: بازدید
برچسب ها: Black light ، مجتبی یعقوبی ، آدمیتم آرزوست ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 2 شهریور 1395 11:56 ق.ظ

گنگ بودی

جمعه 15 آبان 1394 12:55 ب.ظ

نویسنده : م.یعقوبی
ارسال شده در: دل نوشته های من ،

Black Light


گنگ بودی

درهنگامه ی نابهنگام صدا

گم بودی

و من نزدیک هیاهو

دور بودم از

شنیدنت

آدمک ها

با گونه گونی رنگهاشان

چندان بی شرمانه به دیدگانم تجاوزکردند

که تو

از بی رنگی صادقانه ات

به چشم نیامدی

رنگ ها

آکنده از نیرنگ

در انبساط ویرانگر خویش

گرداگرد نگاه من

دیواری برآوردند

تا من

در غفلتی غلیظ

بر فراز آن پرچمی بیاویزم

که ازتابش ساده ی بیرنگی ناتوانی کرد

اینک

فرود آمده از یاس بلند سال ها

تو را می بینم

که در منشور دلم

پررنگ تراز همه ی رنگ ها

می تابی

ومن درانبوهه ی رنگ ها

تنها تورا می شناسم

که بی رنگی

دیگر

تویی

و

چشم هایم...





دیدگاه ها : نظرات
تعداد بازدیدهای این مطلب :: بازدید
برچسب ها: مجتبی یعقوبی ، Black Light ، گنگ بودی ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 17 آبان 1394 01:10 ق.ظ

175 غـروب و یک دنیـا

سه شنبه 26 خرداد 1394 03:06 ب.ظ

نویسنده : م.یعقوبی
ارسال شده در: عمومی ، عاشقانه ،
Black Light

خدا کند امروز
هیچ مادری به استقبال نیاید.....
قیامت می شود
مادر اغوش باز می کند
دستها بسته اند
حسرت در اغوش کشیدن را چه می کند؟
عجب حکایتی است امروز.....




دیدگاه ها : نظرات
تعداد بازدیدهای این مطلب :: بازدید
برچسب ها: 175 ، 175 پــری و یک دریـــا ، 175 غـروب و یک دنیـا ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 26 خرداد 1394 03:30 ب.ظ

دلمان خوش است...

دوشنبه 24 فروردین 1394 09:47 ق.ظ

نویسنده : م.یعقوبی
ارسال شده در: دل نوشته های من ،


Black Light


دلمان خوش است که نگاهمان آبی باشد و برای خود دقایقی از اوج عشق و احساس با نگاهی سرد و حبس شده  رقم بزنیم.

حتی دقایق هم از گذر خود شرمسارند ...

که چرا نتوانستند برای ثانیه ای توجه مرا به گذر زمان جلب کنند؟

ومن چه بی پروا ساعت خویش را شکستم که مبادا نگاهم را آزرده سازد...!



پی نوشت:

هیچکس دوست ندارد که بمیرد و همه دوست دارند که به بهشت بروند!

غافل از اینکه برای به بهشت رفتن باید مرد...!







دیدگاه ها : نظرات
تعداد بازدیدهای این مطلب :: بازدید
برچسب ها: سیاه نور ، مجتبی یعقوبی ، Black light ، jacob.ir ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 24 فروردین 1394 10:25 ق.ظ

تلخ و شیرین

جمعه 24 بهمن 1393 11:59 ق.ظ

نویسنده : م.یعقوبی
ارسال شده در: دل نوشته های من ،

Black Light


چقدرشیرینه کسی را داشته باشی و بهش بگی "بابا"

چقدر شیرینه دلت بلرزه، بغضت بشکنه وهق هقت بلند شه و جای نداشته باشی جزء آغوش گرمش!

چقدر تلخه یادشو قاب بگیری و گوشه دلت آویزون کنی

چقدر تلخه جای خالیشو آه بکشی و تا یکی میگه "بابا" دنیات زیرو رو شه

عاشقم...

خدایا کمکم کن

مجنون کرده مرا یاد معشوق...

 





دیدگاه ها : نظرات
تعداد بازدیدهای این مطلب :: بازدید
برچسب ها: سیاه نور ، مجتبی یعقوبی ، Mojtaba Yaghoubi ، Jacob ، Black Light ، تلخ و شیرین ،
آخرین ویرایش: جمعه 24 بهمن 1393 12:26 ب.ظ



تعداد کل صفحات : 15 1 2 3 4 5 6 7 ...
Designed and Powered by: Black Light